پنج شنبه , ۲۷ تیر ۱۳۹۸

لطفا خدا رو بزارید سر جاش !

بچه که بودم یادمه پدرم داداش کوچیمو بغل می کرد و بعضی وقت ها اونو به هوا پرتاب می کرد .

داداشم خیلی کیف می کرد اونقدر ذوق می کرد که نگو ، همیشه دلم می خواست یه بار منو بغل کنه و بندازه رو هوا .

تا اینکه یه بار این اتفاق افتاد و منو بغل کرد و به هوا پرتاب کرد !!

راستش داشتم از ترس می مردم تو همون چند لحظه ای که رو هوا بودم هزار فکر به سرم زد

نکنه منو ول کنه ؟ نکنه نتونه منو به موقع بگیره ؟ نکنه از دستش لیز بخورم ؟ نکنه با سر بیام پایین ؟ نکنه ؟ نکنه ؟ و

کم کم که بزرگ شدم فهمیدم که نه منو ول می کرد و نه از دستش لیز می خوردم .

اما چرا وقتی بزرگ تر شده بودم می ترسیدم ؟

چرا اعتمادم رو به بابا از دست داده بودم ؟

فقط یک دلیل داشت . ذهن منطقی من خودشو مینداخت وسط و نمی گذاشت از اون حرکت لذت ببرم .

یه کم فکر کنید . این طرز تفکر آشنا نیست ؟

همه مردم راهشونو گم کردن به جز تعداد انگشت شماری . هیچ کس دیگه به فکر خدا نیست .

هیچ کس دیگه خدا رو نمی بینه . چراشو نمیدونم ولی خدا رو از سر جاش برداشتن و جاش یه چیز دیگه گذاشتن .

بله یه چیز دیگه گذاشتن … مثلا : پول ،پارتی،قدرت،شهوت و …. حالا دیگه حتی نمی دونن راه درست چیه و به کی میشه اعتماد کرد ؟!!

لطف کنید و بییان یه کاری بکنیم !

بیایین خدا رو مثل قدیما بزاریم سر جاش !!!

بزاریم اون خداییشو بکنه و ما بندگیمونو .

باید یاد بگیریم بهش اعتماد کنیم ، اعتماد .

اعتماد کنید .

آرام بگیرید که خدا حواسش به همه چیز هست .

فرمان زندگیتونو بدین دستش مطمئن باشید ضرر نمی کنید .

تنها کسی که بتونه شما رو از هر وضعیتی نجات بده فقط خود خداست و بس !

پس لطف کنید و خدا بزارین سر جاش !!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس